تبلیغات
کمیته علمی آمار دانشکده علوم پایه دانشگاه آزاد اسلامی مشهد - نگاهی به یک پژوهش؛ علم آموزان خرابکار

کمیته علمی آمار دانشکده علوم پایه دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

روزی می‌رسد كه برای هر شهروند، كارآمد بودن تفكر آماری همان‌قدر ضرورت می‌یابد كه توانایی خواندن و نوشتن

جمعه 13 شهریور 1388


نگاهی به یک پژوهش؛ علم آموزان خرابکار

نویسنده: احسان زعفرانیه   طبقه بندی: عمومی، 

زیر ذره بین رابطه معناداری بین جنس و معدل با خرابكاری وجود دارد. بدین صورت كه پسرها بیشتر از دخترها و كسانی كه معدلشان پایین است، بیشتر از كسانی كه دارای معدل بالایی هستند، به رفتارهای خرابكارانه دست می زنند. همچنین با افزایش تعداد سالهای مردودی، این رفتارها شدیدتر می شود. «عوامل اجتماعی- اقتصادی مؤثر بر خرابكاری اموال عمومی (وندالیسم) به وسیله دانش آموزان شهر تهران»، در یك پژوهش میدانی، مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش، علل خرابكاری اموال مدرسه و جامعه توسط دانش آموزان، با شیوه های علمی و دقیق مورد تحلیل واقع شده و راهكارهایی پیشنهاد شده است. در آستانه فرا رسیدن سال تحصیلی جدید و برنامه ریزی های علمی آموزشی مدارس برای پذیرش دانش آموزان در كلاس های درس، لازم دیدیم خلاصه ای از این پژوهش را برای آگاهی مخاطبان روزنامه همشهری، بویژه علاقه مندان مباحث تعلیم و تربیت و نیز فرهنگ عمومی منتشر كنیم. با هم می خوانیم...

تخریب اموال عمومی به عنوان یك عارضه جبران ناپذیر بر منابع و امكانات جوامع امروزی، هر ساله خسارت فراوانی را به سرمایه های ملی و عمومی وارد می سازد. به نظر می رسد قسمت عمده ای از این آسیب ها به وسیله دانش آموزان صورت می گیرد. طوری كه گاه از محیط آموزشی فراتر رفته و به غیر از تخریب اموالی چون در، دیوار، میز و صندلی مدرسه، دست به تخریب اموال بیرون از محیط آموزشی مثل فضای سبز، صندلی اتوبوس ها و سینماها، آثار تاریخی و ... می زنند. این معضل، علاوه بر هزینه های كلانی كه صرف جبران آن می شود، موجب ناراحتی روحی و روانی مردم و مسئولین شده و بدین طریق، تهدیدی بر انسجام اجتماعی است. با توجه به این موارد و با تأكید بر نظریه های كنترل اجتماعی، خرده فرهنگ بزهكاری و كنترل قدرت در حوزه جامعه شناسی انحرافات، در پژوهشی به تبیین و ریشه یابی این معضل پرداخته شده است. در این تحقیق، بعد از مرور این تئوریها به استنتاج مدل نظری و فرضیات پرداخته شده و سئوالات پرسشنامه براساس آن طرح شده است .به خاطر بالا رفتن میزان اعتبار پاسخ ها، به طرح دو گونه سئوال در زمینه متغیر وابسته نیز پرداخته شده: الف) گویه هایی كه به طور مستقیم رفتار خرابكارانه را می سنجد. ب) گویه هایی كه با استفاده از تست های فرافكن گرایش به خرابكاری را می سنجد.
در زمینه روش تحقیق، با اتخاذ روش پیمایش و طیف لیكرت به طرح ۷۴ گویه (سئوال) پرداخته شده است. بعد از مشخص كردن جامعه آماری كه دانش آموزان مدارس راهنمایی و اول متوسطه دولتی عادی مناطق نوزده گانه شهر تهران بودند، ۶۰۰ نفر از آنها با روش نمونه گیری طبقه ای متناسب از مناطق یك، شش، نه، سیزده و شانزده به عنوان حجم نمونه انتخاب شده و اطلاعات جمع آوری شده با روشهای آماری خی دو، آزمون T ، تحلیل واریانس (ANOVA)، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره تجزیه و تحلیل شده است كه مهمترین نتایج بدست آمده عبارتند از:

۱- میزان خی دو، نشان می دهد كه رابطه معناداری بین جنس و معدل با خرابكاری وجود دارد. بدین صورت كه پسرها بیشتر از دخترها و كسانی كه معدلشان پایین است، بیشتر از كسانی كه دارای معدل بالایی هستند، به رفتارهای خرابكارانه دست می زنند. همچنین با افزایش تعداد سالهای مردودی، این رفتارها شدیدتر می شود.

۲- میزان خی دو، حاكی از این است كه از بین شاخص های متغیر جمعیت شناختی؛ جنس، معدل و بعد خانوار رابطه معناداری با خرابكاری دارند. بدین صورت دانش آموزانی كه در خانواده های كم جمعیت (یك فرزند) و پرجمعیت (بیشتر از چهار فرزند) زندگی می كنند، بیشتر از سایرین مرتكب رفتارهای خرابكارانه می شوند. ولی شاخص های محل سكونت، محل تولد، دوره تحصیلی و سن با متغیر خرابكاری، رابطه معناداری ندارند.

۳- نتایج آزمون فرضیه دوم نشان داد كه از بین شاخص های متغیر پایگاه اجتماعی- اقتصادی؛ تحصیلات والدین، ساختار خانواده(سامان و نابسامان) و درآمد والدین، رابطه معناداری با خرابكاری نداشته اند. با وجود این، با نوع مسكن رابطه معناداری داشته است. اكنون سئوالی كه در اینجا مطرح است، این كه اگر پایگاه اجتماعی- اقتصادی به طور مستقیم تأثیر معناداری در ارتكاب رفتارهای خرابكارانه ندارد، چه متغیرهایی می تواند مداخله گر باشد؟

۴- در پاسخ به سئوال مذكور پژوهش به آزمون فرضیات سه و چهار و پنج پرداخته است و آزمون فرضیه سوم نشان داده است كه شاخص های متغیر پایگاه اجتماعی- اقتصادی با ناكامی دانش آموزان رابطه معناداری دارد. بدین گونه كه نابسامانی خانواده (فوت، طلاق و درگیری والدین)، تحصیلات پایین والدین، مردودی دانش آموزان، درآمد پایین والدین و پایین بودن قیمت منزل، تأثیر معناداری بر ناكامی دانش آموزان دارد. آزمون فرضیه چهارم، رابطه معنی دار ناكامی را با عضویت در گروه های بزهكار تأیید كرده و بالاخره آزمون فرضیه پنجم نشان داده كه عضویت در گروه های بزهكار، تأثیر معناداری بر ارتكاب رفتارهای خرابكارانه دارد. همچنین ضریب همبستگی پیرسون در مدرسه و خانواده و تعلق به آنها، مردودی و نیز عدم كنترل فرزندان از سوی خانواده، رابطه معناداری با عضویت در گروه های بزهكار دارد.

۵- از بین متغیرهای پیش بینی شده در تئوری كنترل اجتماعی؛ چون میزان تعلق به مدرسه، خانواده و باورهای جمعی رابط معناداری را با خرابكاری نشان می دهد. آزمون فرضیه ششم پژوهش نشان داده كه اولا میزان مشاركت در محیط خانواده، رابطه عاطفی با والدین و مشورت با آنها در خانواده های دانش آموزان خرابكار، كم است. ثانیاً در محیط آموزشی، مشاركتی در فعالیت های غیردرسی ندارند، علاقه شدیدی به تعطیلی مدرسه دارند، به اجبار والدین به مدرسه می آیند، تحصیل را نوعی اتلاف وقت می دانند و امیدوار به پیشرفت از طریق تحصیل نیستند و بالاخره این كه از روحیه جمعی برخوردار نیستند، به منافع فردی می اندیشند، به بیت المال توجهی ندارند و انتظارات مردم برایشان مهم نیست. همه این موارد یاد شده كه از شاخص های تعلق به خانواده و مدرسه و باورهای جمعی است، تفاوت معنی داری را با دانش آموزان عادی نشان می دهد.

۶- آزمون فرضیه هفتم پژوهش نشان داده است كه مشاركت فرزندان در محیط مدرسه، به طور معنادار موجب كاهش رفتارهای خرابكارانه آنها می شود.

۷- رابطه معنادار رفتارها و گرایش های ضداجتماعی با رفتارهای خرابكارانه ، از دیگر نتایج این تحقیق است. منظور از این رفتارها و گرایش ها، مخالفت با قوانین و آداب و رسوم، مزاحمت به دیگران، گرایش به دعواهای خیابانی، سوء استفاده از بیت المال و گرایش به دوستی با جنس مخالف است. همچنین ضرایب همبستگی نشان می دهد كه جامعه پذیری ناقص، رابطه معناداری با رفتار و گرایش های ضد اجتماعی دارد.

۸- تئوری كنترل قدرت هاگان، پیش بینی می كرده خانواده پدر سالار، موجب كنترل بیشتر والدین می شود و این كنترل، ریسك فرزندان را كاهش می دهد و كاهش ریسك مساوی است با عدم گرایش به انحرافات اجتماعی، در این پژوهش و در زمینه دانش آموزان دختر جواب نداد و نشان داد كه آنها اساساً چندان اهل ریسك نیستند. اما قسمت عمده ای از این تئوری در مورد دانش آموزان پسر صادق است. بدین صورت كه كنترل كم والدین، موجب ریسك بالا به وسیله آنها و ریسك بالا موجب خرابكاری اموال عمومی است. منتهی آنچه كه موجب كنترل زیاد والدین می شود، میزان پدرسالاری نیست (در سطح ۹۵ درصد معنی دار نیست)، بنابراین، ریسك بالا یكی از عمده ترین عوامل مؤثر بر خرابكاری است كه خود با متغیرهایی چون عدم تعلق به محیط خانواده و مدرسه، ناكامی، طرد باورهای جمعی،عضویت در گروه های بزهكار و نیز وضعیت تحصیلی پایین، رابطه معناداری دارد.

۹- و بالاخره تست فرضیه آخر با روش آماری رگرسیون چند متغیره نشان داد كه از بین عوامل اجتماعی- اقتصادی گوناگون مورد بررسی، به ترتیب، رفتارها و ناباورهای ضداجتماعی، میزان تعلق به خانواده، میزان تعلق به مدرسه، قیمت مسكن، تعداد سالهای مردودی و تعلق به باورها و قواعد جمعی بیشترین تأثیر در ارتكاب رفتارهای خرابكارانه دارد( درسطح معنی داری بیش از ۹۹درصد.)

با توجه به نتایج مذكور و نتایج دیگر پژوهش ها می توان پیشنهاد های زیر را در كاهش رفتارهای خرابكارانه مؤثر دانست:

۱- توجه بیشتر و یادگیری كامل در دروس پایه چون ریاضی، علوم تجربی و زبان انگلیسی در مقطع راهنمایی و برخی از آنها در مقطع ابتدایی. چرا كه ضعف پایه ای در این دروس، موجب مردودی دانش آموزان در اواخر مقطع راهنمایی و اول متوسطه می شود(متغیری كه از عوامل مؤثر خرابكاری اموال عمومی است.)

۲- كاهش میزان سختگیری در برخی از دروس از طرف دبیران در دوره سوم راهنمایی و اول متوسطه.

۳- شناسایی دانش آموزان مغرور، زودرنج و پرخاشگر و معرفی آنها به مشاوران و دبیران جهت توجه مناسب به آنها.

۴- ایجاد تسهیلاتی برای دانش آموزان تازه وارد جهت آشنایی با محیط مدرسه جدید.

۵- توجه زیاد به پایه های دوم راهنمایی و اول دبیرستان نسبت به سایر دوره های مورد بررسی در زمینه ارتكاب رفتارهای خرابكارانه.

۶- عدم مقایسه دانش آموزان از جهت موقعیت اجتماعی خانواده و وضعیت اقتصادی و ... در محیط مدرسه. چرا كه این امر، زمینه های ناكامی را در دانش آموزان سطح پایین فراهم می آورد.

۷- توجه بیشتر به دانش آموزان مردودی در زمینه وضعیت درسی و موقعیت اجتماعی در مدرسه. گاه این دانش آموزان در محیط مدرسه انگشت نما می شوند و بدین طریق برچسب منحرف می خورند كه این قضیه براساس تئوری برچسب، زمینه انحراف ثانویه را در آنها بوجود می آورد.

۸- توجه جدی به دانش آموزانی كه ارتباط های اولیه خود را با گروههای بزهكار آغاز كرده اند.

۹- توزیع پرسشنامه و تست های استاندارد برای شناسایی دانش آموزانی كه تعلق آنها به محیط خانواده و مدرسه كم است و شخصیت ضد اجتماع در آنها شكل گرفته است.

۱۰- برقراری ارتباط حضوری و كتبی با اولیای دانش آموزانی كه تعلق آنها به محیط خانواده كم است و به مقابله با باورها و رفتارهای جمعی می پردازند.

۱۱- ایجاد كانال هایی كه موجب شود دانش آموزان به باورها و قواعد جمعی و نیز ارزش های ملی و مذهبی احترام گذاشته و آنها را رعایت كنند كه از مهمترین این كانالها عبارت است از: الف) برگزاری اردوها و مسافرتهای دانش آموزی به مكانهای تاریخی و مذهبی. ب) اجرای تئاتر های دانش آموزی و پخش فیلم های مختلف كه در آن بیت المال مهم جلوه داده شود.

۱۲- امیدوار كردن دانش آموزان به زندگی با عدم انتقاد صرف از وضعیت اقتصادی و اجتماعی.

۱۳- تذكر به والدین دانش آموزانی كه غیبت مكرر دارند، سیگار می كشند و با دوستان ناباب رفت و آمد دارند جهت برخورد مناسب با آنها.

۱۴- گنجاندن درس هایی در كتب درسی دانش آموزان كه در آن، حفاظت از اموال عمومی همچون اموال شخصی تبدیل به یك باور می شود.

۱۵- ارتباط وسیع وزارت آموزش و پرورش با رسانه های جمعی چون رادیو، تلویزیون و نشریات در زمینه اشاعه فرهنگ حفظ اموال عمومی.



منبع: روزنامه همشهری

مدیریت وبلاگ

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :







Powered by WebGozar