تبلیغات
کمیته علمی آمار دانشکده علوم پایه دانشگاه آزاد اسلامی مشهد - شهرام جزایری درس می دهد!

کمیته علمی آمار دانشکده علوم پایه دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

روزی می‌رسد كه برای هر شهروند، كارآمد بودن تفكر آماری همان‌قدر ضرورت می‌یابد كه توانایی خواندن و نوشتن

چهارشنبه 18 شهریور 1388


شهرام جزایری درس می دهد!

نویسنده: احسان زعفرانیه   طبقه بندی: عمومی، 

شهرام جزایری، نام آشنایی كه از سال 1381 و زمانی كه تنها 29 سال داشت به‌عنوان سمبل فساد اقتصادی در كشور مطرح شد به‌تازگی در یكی از نشریات، صفحه‌ای را به خود اختصاص داده و در مورد «تجربه‌های خود در زمینه خلاقیت و كارآفرینی» مطلب می‌نویسد.

سیدجواد سیدپور در یادداشتی در «تهران امروز» نوشت: به این جملات طلایی دقت كنید: «جهان را از پنجره بلندنظری نگاه باید كرد... كارآفرینان كامل و بزرگ نه‌تنها از تغییر نمی‌ترسند، بلكه همواره از آن استقبال می‌كنند... اگر در مقابل افكار خلاق و ایده‌های نو شما مقاومت نسنجیده انجام شد برای اینكه ناچار نشوید خلاقیت خود را از دست دهید، فورا محل كار خود را عوض كنید... خلاقیت به زبان ساده به معنای تعیین معیار برای ایجاد تغییر با روش‌های متفاوت است...»


اشتباه نكنید، این جملات پیتر دراكر، پدر علم مدیریت یا چارلز هندی، نویسنده معروف كتاب جهانی «خدایان مدیریت» نیست، این جملات شهرام جزایری معروف است كه اخیرا تجربیات خودش را در قالب مقاله یا دست‌نوشته به خوانندگان نشریه آسیا عرضه می‌كند. انتشار این سلسله مطالب كه در هیاهوی سیاسی این روزها و شب‌ها نادیده گرفته شد دوباره این پرسش را زنده كرد كه اساسا این شهرام جزایری كیست؟ آیا او فرد موفقی است یا شخص شكست‌خورده و ضعیفی است؟ آیا او استعدادی هرز رفته است یا خلاقیتی سركوب شده؟ آیا او انسان توانا و توانمندی است یا فرد ناتوان و مفلوك؟ آیا او دارای خلاقیت است یا انحراف؟ آیا باید به او به دیده تحقیر نگریست یا احترام؟ او را و چه‌بسا ده‌ها مثل او را چگونه باید سنجید؟

شكی نیست كه ماهرترین و زرنگترین دزدان دنیا نیز باید به ناچار از هوش و ذكاوت خاصی برخوردار باشند در غیر این صورت نمی‌توانند از پس آنچه باید انجام دهند برآیند. حركت خزنده شهرام جزایری و نضج گرفتنش به‌عنوان یك صاحب سرمایه از چنین راه، روند و فرآیندی طی شد و به بالندگی رسید. اما بخش دیگرش كه بر این ضلع چربید، ورود پابرهنه، بی‌محابا و پول به‌دست به حریم سیاسی كشور و آلوده كردن افراد و اشخاص آن محیط بوده است و این حركتی بود كه او را به زمین كوفت. او شاید در یك اشتباه محاسباتی فكر می‌كرد داشتن دوست‌هایی اینچنین می‌تواند حرز مانع او شود اما تلخ‌كامانه دید كه همین مساله پاشنه آشیل او شد چرا كه پرونده او را از یك فساد اقتصادی كه می‌توانست معمولی باشد تبدیل به مساله اساسی و سمبل مفسدان اقتصادی كشور كرد، به‌طوری كه او اكنون بعد از فاضل خداداد و اختلاس 123میلیارد تومانی بانك صادرات در ابتدای دهه70 شمسی به سمبل مفسد اقتصادی دهه80 تبدیل شده است.

اكنون شهرام جزایری نه یك «نام» كه یك «سبك» و «سمبل» شده است، نمونه‌ای از آدم‌هایی كه نباید باشند ولی هستند، «شهرام جزایری‌ها»، این اصطلاح شناخته‌شده تبلیغات علیه مفسدان اقتصادی است. مفسدانی كه بعد از شهرام جزایری گویی آب شدند و به زمین رفتند و هیچ‌كس از آنها نام و نشانی ندارد یا لااقل مثل او معروف نشدند تا بتوانند او را از كرسی ریاست مفسدان به زیر كشند. گویی بر اساس یك سنت نانوشته هر 10 سال یك مفسد دانه‌درشت از الك قضایی بیرون می‌افتد و این دهه را باید با شهرام جزایری سر كرد، سنجید و رضایت داد.

اكنون اما شهرام جزایری گویی تصمیم گرفته است از زیر پوست كلفتی كه تبلیغات برایش ساخته خارج شود و در سلسله مطالبی به بازسازی خود بپردازد كه می‌تواند آزمونی باشد برای سنجش پوست‌كلفتی هركدام. او نشان داده كه مایل است 100 سر داشته باشد، چنانكه صدها سر در 50 شركت داشت تا اگر یكی حذف شد، آن دیگری زنده باشد.

به همین دلیل او شبكه‌ای از آدم‌ها را آلود نه فقط یك فرد یا یك جریان را تا اگر یكی رفت آن دیگری بیاید یا بماند. این متدولوژی اكنون به روایت دیگری دست یازیده و آن نوشتن و نگاشتن به‌عنوان یك كارآفرین باتجربه از «ویژگی كارآفرینان كامل و بزرگ» است.

مدیریت وبلاگ

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :







Powered by WebGozar